۸ مطلب با موضوع «احساساتم» ثبت شده است

فقط باهام حرف بزن باشه؟؟

من پشت دیوار های بلندی زندگی میکنم 

تنها خیلی تنها 

که هر کسی از وجودم درون اون دیوار ها خبردار بشود فکر میکند زندانی شده ام و می اید تا نجاتم دهد 

اما من زندانی نشده ام 

من داخل دیوار ها زندگی ام را با ارامش میگذرانم 

اما انها نمیشنوند صدایم را 

به طرف دیوار میکوبند تا ان را بکشنند اما دیوار با هر ضربه محکم تر و ضخیم تر از قبل میشه 

میترسم از برخوردشان میترسم 

اونقدر که حساب شمار دیوار هایی که برای هر کس ساخته ام در رفته

ولی الان احساس ارامش میکنم عجیب است نه ؟؟

هر چی بیشتر برای به دست اوردن من تلاش میکنند شکست بیشتری میخورند  

و این تفاوت از ضخامت دیوار ها باهم فرق داره می اید

بعضی هاش خیلی نازک اند 

بعنی هاش خیلی کلفت 

از کلفت های میترسم 

صدایم نمیرسد به اشخاص پشت دیوار 

بگویم حالم خوب است اما.... تنهایم نزارید . 

میخوام داد بزنم و بگویم میشود  پشت همان دیوار بمانید ؟؟

فقط باهام حرف بزنید ...... 

اما صدایم ضعیف تر از ان است که به انها برسد ..... 

صدای ضعیفی میشنوم 

اسمم را صدا میزند 

میخوام داد و فریاد بزنم که بماند 

نه قدمی برای بیرون اوردنم بردارد و نه قدمی بیرون نیامدن 

فقط همان جا بماند 

اما صدایم خفه شده

صدایش را میشنوم که اروم اما محکم بهم میگوید 

"تو خوبی.... 

خاصی..... 

فوق العاده ای...... 

باهوشی..... 

و پر از صفات خوب دیگر 

اشکالی نداره اگه زمانی زمین بخوری 

زمانی شکست بخوری 

یا خسته بشی 

اشکالی نداره 

تو هنوزم خوب هستی 

من همین جاهستم 

پشت همین دیوار 

صدایم را میشنوی؟؟ 

من امید دارم که صدایم را میشنوی 

میخواهم بگم من همین جا هستم "

گوشه از یکی از دیوار ها نازک تر از همه جا شده 

کنار میشینم و با صدایی پر از التماس میگم 

"فقط پشت این دیوار باهم حرف بزن ...باشه ؟؟ " 

نمیدانم صدایم را شینده یا نه ولی امیدوارم شنیده باشد 

  • ۹
  • نظرات [ ۴ ]
    • Hitoka (موانجین پشمکی *-*🍡)
    • دوشنبه ۱۵ شهریور ۰۰

    قبول شدم :)))

    ++با دیدن کارنامه قبولی جیغ بلندی میکشم 

    اول از همه به سولمیتم زنگ میزنم . 

    +الووووووو سوین قبول شدم نمونه قبولللللللللللل شدممممممممممم 

    _اروم تر اره منم قبول شدم..... وایسا تو الان گفتی قبول شدی؟؟

    +اره اره خیلی خوشحالمممم قبول شدمممم بالاخرههههههه 

    _من میدونستم قبول میشییییی 

    +خیلی خوشحالمممممممم 

    صدام که حالا رنگ جیغ به خودش گرفته داخل گوش هاش میپیچه ولی بازم میخنده و بهم تبریک میگه و خوشحاله 

    بعد از اینکه تلفن رو قطع میکنم حمله ور میشم به وب قرمز و اتیشی سنپای به اونم میگم 

    و بعد از اون به وب ونوس هیونگ 

    و همین تا اخر به سیتا و هیونگم و کسایی که میدونم تلاش هام رو دیدن و خوشحال میشن میگم 

    اما میدونی ....... اون ها تلاش های من نبود هیتو 15 ساله ام 

    __خب میدونی شیرنی این خبر حقه توعه چون من تیزهوشان قبول نشدم 

    +هر دومون میدونیم میخواستی بری نمونه دولتی 

    لبخندی میزنی 

    لبخند میزنم 

    _این چند وقت خیلی اذیت شدی 

    +اوهوم 

    _مثل عسل بود ؟؟

    +من عسل ندوست :))))

    دوباره لبخند میزنی . دستام رو دور خودم میپیچم 

    جوری که انگار خودم رو بغل کردم و زیر گوشش زمزمه میکنم 

    +افرین افرین افرین . این حق تو بود :)))


    خودم دانم نمونه دولتی قبول شدن خلی چیز شاخی نیست و اینا:///// 

    اما برای من خبر مهمی بود :")))) 

    فقط یه تشکر از همه تون که با حرف ها قشنگتون بهم امید دادید:))))

  • ۳
  • نظرات [ ۸ ]
    • Hitoka (موانجین پشمکی *-*🍡)
    • چهارشنبه ۳ شهریور ۰۰

    شاید یاد بگیرم...

    شاید یاد بگیرم یکم بیشتر با خانواده ام همدلی و مهربونی کنم 

    شاید یاد بگیرم در جواب تمام حرف هاشون یک لبخند درخشان بزنم 

    شاید یاد بگیرم غرورم رو کنار بزارم و برم به دوست های قدیمی ایم پیام بدم و دوباره رابطه ام رو محکم تر کنم 

    شاید یاد بگیرم وقتی توی جمع فامیل نشستم یکم بیشتر با بقیه حرف بزنم 

    شاید یاد بگیرم وقتی اشنا میبینم درست سلام علیک کنم 

    شاید یاد بگیرم اول نظراتم داخل سلام کنم 

    شاید یاد بگیرم وقتی دارم با یه پسر از یه کلاس پایتونم چت میکنم اینقدر رسمی و خشک نباشم 

    شاید یاد بگیرم وقتی سوبین به یونجون نزدیک میشه جوش نیارم و اروم باشم 

    شاید یاد بگیرم همون طور که همه چیز برام مهم نیست وقتی یک نفر اینقدر روی حرفش سمج هست بهش اهمیت ندم 

    شاید یاد بگیرم وقتی سنپای ادیت جدید میزنه برم نظر بدم نه فقط نگاه کنم چون از اون همه مهارتی که داره فکم افتاده

    شاید یاد بگیرم بیشتر روی فن فیک هام کار کنم و فقط تمام ایده هام رو فقط برای نسخه دوم نزارم 

    شاید یاد بگیرم بعد از یه مدت نخوام دوستای مجازی ایم رو بزارم کنار چون خودم مشکل دارم و هیچی تقصیر اونا نیست

    شاید یاد بگیرم هوم ؟؟

    ممکنه هم یاد نگیرم

  • ۴
  • نظرات [ ۱۱ ]
    • Hitoka (موانجین پشمکی *-*🍡)
    • سه شنبه ۲۲ تیر ۰۰

    " بزرگ که بشی به خاطر دوست داشتن الان کیپاپ خودت رو سرزنش میکنی "

    لبخند میزنم 

    من 15 ساله صدام رو میشنوی ؟؟ 

    حدود چند وقت پیش داشتم داخل یاداشت هات میگشتم 

    یکی از اونا توجه من رو جلب کرد : 

    " + بزرگ بشی به الان خودت میخندی 

    + اونا واست اب و نون نمیشین که اینقدر بهشون چسبیدی 

    روی تخت دراز کشیدم 

    _ حرف های بزرگ ها رو تکرار میکنی هیتو  

    + واکنشت رو میخوام 

    _ واقعا مهم نیست . به من چه . من به حرف مردم اهمیت نمیدم 

    + تا کی ؟؟ 

    _ تا وقتی دیگه ول کنن ؟؟ 

    + ول نمیکنن میدونی که 

    _ پس امیدوارم یه راه پیدا کنم " 

    جالبه دیروز داخل وبلاگی که بهم دادی با یه کامنت عجیب برخورد کردم 

    کامنت : ببین جدی میگم‌ یه روزی میرسه که وقتی به این روزا و این علایقت فکر میکنی جداً پشیمون میشی و با خودت میگی چقدرررر تباه بودم.

    ازم ناراحت نشو آخه دلم میسوزه واقعا فدای کسی شو که نه‌تنها ارزش داره و ارزش تو رو هم میدونه :)

     

    این حرف دور از واقعیت نیست شاید من 17 ساله یا 18 ساله یا 30 ساله کیپاپ رو دوست نداشته باشه اما : 

    تو داخل اخرین پستت به من گفتی : 

    "ولی تو مطمعنا هر از چند گاهی به عقب نگاه کردی یا ایستادی که عقب رو ببینی 
    پس همون طور که داری به جلو حرکت می‌کنی هر از چند گاهی به گذشته نگاه کن 
    از اشتباهات ما درس بگیر 
    خیلی اوقات به ایست و با نگاه به گذشته لبخند بزن 
    چون توی گذشته خیلی خیلی قوی بوده که مانع ها ، چالش ها، مسئله ها و سختی هایی که پشت سر گذاشتیم . 
    با شادی بهشون لبخند بزن. 
    خود گذشته ات خیلی قوی بوده که تا الان دوم آورده و حالا داره ادامه زندگی ایش رو میده دست تو " 

    تو این رو گفتی 

    پس احتمالا اگه یه روز به این حرفی رسیدم  

    خود 15 ساله ام یا تا هر سنی که داخل کیپاپ بوده رو بغل میگیرم 

    و میگم : هیچ اشکالی نداره اگه اون موقع دوستشون داشتی . شاید الان برای من بی اهمیت ترین چیز باشن ولی اون موقع باعث شده تو قوی تر باشی و من حاصل اون موقع توام . 

    پس محکم بغلت میکنم. 

    و حالا جواب ناشناس عزیز رو کامل تر بدم :

    انسان هر چی بزرگتر میشه عاقل تر میشه ولی من با عقل الانم دوستشون دارم پس فقط اگه به اون نقطه رسیدم گذشته ام بغل میکنم 

    و بعد از اونم دلت برای من نسوزه . دلسوزی چیز خوبی نیست . 

    یاد بگیر اول مشکلات خودت رو درست کنی بعد دیگران رو نصیحت کنی و از اون فاز پیامبری در بیای 

    و یه چیز جالب بهت بگم که چقدر تباه بوید اون موقع : 

    وقتی 1 ساله بودی چون نمیتونستی دستشویی بری پوشک می پوشیدی 

    وقتی دو ساله بودی چون نمیتونستی حرف بزنی جیغ میزدی 

    و خیلی اتفاقات دیگه که ممکنه برای همه پیش بیاد . 

    چون داخل 12 سالگی ایم با فلان ادم دوست شدم الان خودم رو سرزنش کنم 

    شاید اون ادم بهترین فرد برای من 12 ساله بوده 

    من 14 ساله از 7 سالگی ایش متنفر بود چون از 7 سالگی ایش خجالت میکشید ولی من بغلش میکنم چون من حاصل الان اونم اگه اون نبود هیچ  وقت من هم نبودم . 

    پس من 16 ساله حاصل من 15 ساله کیپاپرو انیمه فن بوده و من تصمیم گرفتم عاشق کیپاپ باشم و اگه یه روز یکی از سال های بعد زندگی ایم از اینکه من و بقیه سال های زندگی ایش کیپاپر بوده ناراحت شد فقط بغلمون میکنه چون شاید الان براش بی اهمیت باشه ولی برای ما با همیت ترین چیز بوده .... 


    نیاز دونستم که این رو به ناشناس عزیز و بقیه کیپاپر ها بگم 

    امیدوارم یک روز اگه از اینکه کیپاپر بودید پشیمون شدید فقط گذشته تون رو بغل کنید. :)

     

     

     

     

  • ۷
  • نظرات [ ۱۳ ]
    • Hitoka (موانجین پشمکی *-*🍡)
    • پنجشنبه ۱۰ تیر ۰۰

    ازتون ممنونم :)

    کمتر از ۱۲ ساعت دیگه تموم میشه . 
    من ۱۵ ساله میمیرم . 
    داخل این یک سال تجربه های جدیدی کسب کردم . 
    با کسایی آشنا شدم که تبدیل به ستاره های پر نور زندگی آیم شدن . 
    ونوس هیونگی داشتم که با تمام اذیت هام شیطنتم هام و خرابکاری هام باز دوستم داشت و بهم لبخند میزد . 
    سنپایی رو داشتم که شعله امید رو درونم روشن کرد
    کسی که به شدت شبیه من بود کمک کرد. 
    ری هیونگی رو داشتم که در تمام طول دوتا کامبک با عر زد. سر فن فیک هام ذوق کرد و بدون هیچ قضاوتی دوستم داشت. 
    کریستال اونی رو داشتم که برای پست هام نظر میداد پایه یک فیک هام بود و مامان بزرگم 
    و خیلی افراد دیگه که جا داره از هر کدوم به طور جداگانه تشکر کنم  
    می توانم ازتون بخوام اجازه بدید که شما رو تحویل هیتوکا ۱۶ ساله بدم ؟؟؟ 
    اون به شما نیاز داره
    با عشق و علاقه به توباتو زندگی کردم و بعد ۷ تا جوجه اومدن کنار هیونگ هاشون جا شدن داخل قلبم .  
    من خیلی خوش شانسم که حتی به جای ۳۶۵ روز ۳۶۶ روز زندگی کردم. 
    خوشحالم با اینکه فردا میمیرم و دیگه زنده نیستم خوشحالم . 
    خوشحالم که از تک تک لحظه های زندگی آیم لذت بردم چون دیگه هیچ وقت هیچ وقت ۱۵ ساله نیستم. 
    از خود ۱۵ ساله ام  ممنونم که تا اینجا دوم آورده. 
    دوستت دارم.

  • ۶
  • نظرات [ ۶ ]
    • Hitoka (موانجین پشمکی *-*🍡)
    • شنبه ۲۹ خرداد ۰۰

    حس فاش شدن

    "وقتی سعی داری چیزی رو پنهان کنی  

    و کسی اون رو بفهمه حس جالبی بهت دست نمیده 

    حس پشیمونی یا شرمندگی نیست 

    حس فاش شدنه 

     فن فیک نسخه دوم "

    سرم رو داخل بالش فرو کردم

    - چرا گریه میکنی ؟؟

    + من دارم لبخند میزنم 

    -همیشه به وقتی می فهمی لو رفتی می خندی ؟؟ 

    + عجیب نیست ؟؟؟ اون فقط از روی ورزش کردنم فهمید من چه شخصیتی دارم میدونی دارم گریه میکنم چون فاش شدم چون اون فهمید کیم یا چیم ولی خنده داره به ظرز وحشتناکی قضیه خنده داره!!

    - درد داره نه ؟؟ 

    +هوم نه 

    - پس چرا در حالی که داری بلند قهقهه میزنی گریه میکنی ؟؟ 

    + چون درد فقط مال یک دقیقه بوده 

    الان این زخم قدیمی سر باز کرده و در حال سوختنه 

    - جالبه می خوای چی کار کنی ؟؟ می خوای بزاری این 5 روز بگذره و همه چی رو به خود 16 ساله ات بسپاری 

    روی دست می چرخم 

     +بد فکر هم نیست 

    - احمق نباش

    +هیتو من خسته ام 

    - از حرف مردم 

    +اره از اینکه من رو فاش کنن درباره ام حرف بزنن 

    - سخته ولی خب کی اهمیت میده 

    +ها؟؟ 

    -مردم خودشون خودشون رو قبول ندارن می خوای تو رو قبول داشته باشن 

    روی تخت میشینم گیج و منگ نگاهش میکنم 

    +نمی فهمم 

    - برات مهم نباشه 

    +چه طور مهم نباشه وقتی فاش شدن سخته 

    - میدونی تو  پشت دیوار ساخته شد ات در حال زندگی هستی پس صدا ها بیرون میره 


    پ.ن : حالم یکم بد بود گفتم اینجا بزارم اروم شم الان خوبم نگران نباشید 

    شرمنده اگه ناراحتتون کردم 

  • ۸
  • نظرات [ ۲ ]
    • Hitoka (موانجین پشمکی *-*🍡)
    • سه شنبه ۲۵ خرداد ۰۰

    متاسفم.....

    متاسفم .....

    متاسفم که بهت اهمیت ندادم 

    متاسفم عاشقت نبودم 

    متاشفم که دوستت نداشتم 

    متاسفم گفتم زشتی ،

    ضعیفی

    بدون احساس و درکی 

    متاسفم وقتی احساس ناراحتی کردی احساسات رو سرکوب کردم 

    متاسفم که کنارت نبودم 

    متاسفم که وحشتانک ترین حرف های دنیا رو بهت زدم 

    متاسفم که تنهات گذاشتم و بهت گفتم باید خودت زجر بکشی 

    ولی تو تحمل کردی 

    تو ضعیف نیستی 

    تو بدون احساس و درک نیستی 

    تو زشت نیستی 

    من برگشتم 

    تا بهت بگم اومدم جبران کنم . 

    اومدم کنارت باشم 

    اومدم بهت بگم تا دلت می خواد گریه کنی 

    جیغ بزنی 

    داد بزنی 

    تا اروم بشی 

    می تونی سرزنشم کنی 

    ولی من تا ابد دیگه دوستت خواهم داشت 

    وکنارت می مونم 

    تا ابد ....... 

    متاسفم که ترکت کردم "خودم" 

    ......

  • ۱۵
  • نظرات [ ۱۱ ]
    • Hitoka (موانجین پشمکی *-*🍡)
    • يكشنبه ۵ ارديبهشت ۰۰

    دوست خیالی :))

     

     


    همه ما دوست خیالی داریم :))

    یا شاید داشتیم 

    مثلا من وقتی سه سالم بود با دوست خیالی ایم به اسم قهوه ای حرف میزدم 

    قهوه ای یه خرس بود 

    یه خرس کوشولو 

    بزرگتر که شدم اسم قهوه ای عوض شد تا الان ....... 

    که شده هیتوکا 

    ویژگی های هیتوکا زمین تا اسمون با قهوه ای فرق داره 

    قهوه ای یه خرس بود . 

    هیتوکا یه ترکیبی از خون اشام ،شیطان و غول هست . 

    قهوه ای نتها صدایی که ازش در می اومد غرش بود 

    هیتوکا به فارسی و انگلیسی صحبت میکنه 

    قهوه ای شخصیت مثبت داستانه 

    هیتوکا شخصیت منفی 

    ولی........... 

    تنها شباهتشون اینه که هر دو قدرتمند و همیشه به من کمک کردن. 


    خب با هیتوکا و اخلاقیاتش اشناشید یکم تا بعدش درباره اش بهتون بگم :))

     

     

  • ۱۳
  • نظرات [ ۱۳ ]
    • Hitoka (موانجین پشمکی *-*🍡)
    • شنبه ۴ ارديبهشت ۰۰
    I say “Run”
    Laugh like you’ve gone mad
    Goodbye to tears, time to say

    P.s:کاربر وبلاگ عاشق انیمه است
    زندگی اش با درس میچرخد :»
    خیلی شیطنت میکند اما مود بد هم دارد
    دوستان زیادی دارد :»
    از تومارو بای توگدر و انهایپن اکسیژن میگیرد
    هشدار: ایشون به شدت فن فیک و کتاب می خواننده و مینویسند :»

    اگر شما به هر دلیلی آمده ای گند بزنی به حالم روانم و وبم و علایقم ضربدر بالای صفحه یا Ctrl+wرا بگیرید:»
    پیوندهای روزانه