۱۰ مطلب در تیر ۱۴۰۰ ثبت شده است

شاید اگه نمیشناختی

"شاید نباید میذاشتم دوباره من رو بشناسی 

شاید اگه نمی شناختی 

اینقدر زجر نمیکشیدی "

نسخه دوم :)

  • ۹
  • نظرات [ ۶ ]
    • Hitoka (موانجین پشمکی *-*🍡)
    • سه شنبه ۲۹ تیر ۰۰

    خوشحال

    + چرا در همه مواقع خوشحالی ؟؟

    -چرا نباشم 

    +یعنی تو یه دونه غم هم توی زندگی ایت نداری ؟؟

    - چرا دارم 

    +پس چرا خوشحالی 

    -چون اگه بخوام سر هر غم دپرس بشم اون نور ابریشمی که زنده نگهم داشته نابود میشه 

    پس خوشحالی میکنم سر هر چیز کوچیکی تا نابود نشم 

  • ۱۱
  • نظرات [ ۳ ]
    • Hitoka (موانجین پشمکی *-*🍡)
    • يكشنبه ۲۷ تیر ۰۰

    یک نفر همیشه دوستم داره

    +خوب چشمات رو باز کن 

    من رو ببین 

    هر چقدر هم تلاش کنی نمیتونی مثل بقیه باشی 

    نمی تونی مثل دیگران باشی 

    نمی تونی یه ادم مشهور باشی یا همه دوستت داشته باشن 

    چرا ؟؟

    چون تو تویی 

    و افراد کمی دوستت دارن 

    ولی همون ها باارزشن

    میخوام بدونی اگه یه روز همین افراد هم ترکت کردن یه نفر هست

    که همیشه دوستت داره و مراقبت هست 

    _اون تویی ؟؟

    + نه من نیستم 

    _ اون کیه ؟؟

    + اون تویی 

    _من ؟؟

    +اوهوم 

    -چرا من ؟؟

    +چون منم یه روز میرم اما این تویی که تا ابد پیش خودت میمونی و دوستش داری " 

    فن فیک نسخه دوم :)) 

    دوست داشتم بزارمش این دیالوگ هاش رو چون امشب نوشتمش تو مودش بودم 

    اگه بازم تو نوشتمش جمله های قشنگم رو براتون میزارم 

    *از خود راضی هم عمه ات که نه خودتی :)*

  • ۶
  • نظرات [ ۶ ]
    • Hitoka (موانجین پشمکی *-*🍡)
    • شنبه ۲۶ تیر ۰۰

    پیش به سوی هفته جدید:)

    سلام :))

    اخر هفته رو دوست داشتی؟؟

    میدونم انیمه دیدی

    هوریمیا رو دیدی 

    انیمه کوتاه و قشنگی بود 

    مثل بقیه انیمه های عاشقانه نبود و داستان رو دوست داشتم 

    کلی کارکتر جذاااااب داخلش بودن 

    ایزومی.... 

    اکانه..... 

    سوتا کوشولم TT 

    من روی اکانه بیشتر از همه کراش زدم *-*

    خیلی گوگولیههه بخورمش *^* 

    مشق های زبان رو هم نوشتی 

    دیدم چه طور سعی میکردی تلفظت رو خوب کنی 

    و داری انیمه با دوبله انگلیسی می بینی 

    اینکه داری تلاش میکنه قابل تحسینه 

    فن فیک A Memory With You این رو هم خوندی 

    دیدم چه طور داشتی برای فیک غش و ضعف میرفتی 

    اینقدر فیک سونکی دوست داری؟؟:)

    استودیو چوم یون-یون هم منتشر شده بود 

    نفست بالا نمی اومد 

    شک زده شدی و بعد از گفتن به ونوس هیونگ لپتاپ رو بستی و هی زیر لب یون-یون احمق مگه زندگی ما برات جوکه رو زمزمه میکردی 

    امروز به طرز مسخره ای ترسیده بودی که چرا هیونگت نیومده 

    میدونم عادت کردی به بودنش 

    دیدم چه طور دستات یخ زده بود 

    میدونی این اخر هفته گذشت و من همه رو دیدم 

    در تمام این اوقات پیشت بودم 

    و نگاهت میکردم 

    پس 

    " پیش به سوی هفته جدید" 

    فایتینگ :))


    دیگه بیشتر از این پست ها داریم :)

  • ۸
  • نظرات [ ۱۰ ]
    • Hitoka (موانجین پشمکی *-*🍡)
    • جمعه ۲۵ تیر ۰۰

    انچه در این هفته گذشت #1

    سلام دوستان:))

    خوبید 

    از این به بعد انچه در این هفته گذشت میزارم 

    عکس بالا خیلی موده 

  • ۴
  • نظرات [ ۳ ]
    • Hitoka (موانجین پشمکی *-*🍡)
    • پنجشنبه ۲۴ تیر ۰۰

    شاید یاد بگیرم...

    شاید یاد بگیرم یکم بیشتر با خانواده ام همدلی و مهربونی کنم 

    شاید یاد بگیرم در جواب تمام حرف هاشون یک لبخند درخشان بزنم 

    شاید یاد بگیرم غرورم رو کنار بزارم و برم به دوست های قدیمی ایم پیام بدم و دوباره رابطه ام رو محکم تر کنم 

    شاید یاد بگیرم وقتی توی جمع فامیل نشستم یکم بیشتر با بقیه حرف بزنم 

    شاید یاد بگیرم وقتی اشنا میبینم درست سلام علیک کنم 

    شاید یاد بگیرم اول نظراتم داخل سلام کنم 

    شاید یاد بگیرم وقتی دارم با یه پسر از یه کلاس پایتونم چت میکنم اینقدر رسمی و خشک نباشم 

    شاید یاد بگیرم وقتی سوبین به یونجون نزدیک میشه جوش نیارم و اروم باشم 

    شاید یاد بگیرم همون طور که همه چیز برام مهم نیست وقتی یک نفر اینقدر روی حرفش سمج هست بهش اهمیت ندم 

    شاید یاد بگیرم وقتی سنپای ادیت جدید میزنه برم نظر بدم نه فقط نگاه کنم چون از اون همه مهارتی که داره فکم افتاده

    شاید یاد بگیرم بیشتر روی فن فیک هام کار کنم و فقط تمام ایده هام رو فقط برای نسخه دوم نزارم 

    شاید یاد بگیرم بعد از یه مدت نخوام دوستای مجازی ایم رو بزارم کنار چون خودم مشکل دارم و هیچی تقصیر اونا نیست

    شاید یاد بگیرم هوم ؟؟

    ممکنه هم یاد نگیرم

  • ۴
  • نظرات [ ۱۱ ]
    • Hitoka (موانجین پشمکی *-*🍡)
    • سه شنبه ۲۲ تیر ۰۰

    چالش 12+4 سوال *-*

    ۱. یکی از خجالت آور ترین کار هایی که انجام دادی رو تعریف کن.

    گند زدن به قالب وب موا کمپ ؟؟ 

    (پوشاندن صورت )
    ۲. مهارتی که به بقیه پیشنهاد میکنی یاد بگیرن؟

    انسان بودن :) 

    مهارت (کله مبارکمان را از زندگی مردم در اورده و به زندگی خود ببیریم )

    مهارت (فکر نکنیم پیغمبریم و باید همه رو رهنمایی کنیم ) 

    پ.ن : معلومه دلم خونه نه ؟؟

    ۳. دوست داری درباره چه کسی توی بیان بیشتری بدونی؟

    نویسنده این چالش :))

    بقیه رو هم میشناسم 
    ۴. چیزی که زندگیت رو از این رو به اون رو کرد یا حداقل یه تغییر خاصی در اون ایجاد کرد؟

    انیمه ؟؟ کی پاپ ؟؟ 

    اینا هستن اما ...... 

    دنیا نت و نویسندگی


    ۵. اگه میتونستی یه شخصیت توی یه فیلم باشی اون شخصیت کی بود؟

    یه شخصیت ؟؟؟ 

    میخوام هیناکو اونیگاشیما داخل انیمه ملکه و ارازل اوباش باشم یا 

    و اکیتو از سبد میوه :")
    ۶. قوه تخیلت تا چه حد فعاله؟

    خیلی بیش فعاله (باید ببرنش تیمارستان من نمیزارم )
    ۷. عادت عجیبی که داری؟ راجع بهش توضیح بده.

    بله :)) 

    وقتی به اخر اعصاب خوردی میرسم قهقه بلند میزنم و میخندم 

    مثلا وقتی دارم دعوا میکنم دیگه در حال انفجارم قهقه میزنم و بلند بلند میخندم :")


    ۸. یه آدمی که نقش خیلی بزرگی توی زندگیت داره؟

    هیتوکا :))
    ۹. فکر کن غول چراغ جادو داری، سه تا آرزویی که میکنی چیه؟

    خب دادن یه خونه در کره و یه حساب بانکی پر از پول و بلیط کنسرت توباتو و انهاپین و استاربری پرنس و افتر د رین ؟؟ 

    نه :")))

    دادن یه ارامش نسبی و درست کردنش به مملکت ، قطع نشدن برق ها ، برابری حقوق زن و مرد 

    ۱۰. بین کسایی که توی بیان هستن چه کسی تو رو بهتر از همه میشناسه؟

    سنپای *-* 

    هیونگ *-* 
    ۱۱. آخرین کاری که برای اولین بار انجامش دادی چی بوده؟

    رقص هیپ هاپ :")
    ۱۲. تا حالا شده از جایی بالا بری ولی نتونی بیای پایین؟

    *مکیدن ابنبات * 

    ه هه ههههه 

    من خدای گیر کردن بالای درخت بودم :")

    13: سوالی که دوست داری بهش جواب بدی ولی من نپرسیدم ؟؟ 

    نه واقعا من الان فکر ذکر نوشتن قسمت بعد انجل و دویل و رقص روی لبه مرگ هست :")

    14: یک توصیه پند اموز به من بکنید: 

    توصیه : با هیتوکا دوست بمون *-*

    15: نظرت درباره من چیه ؟؟ 

    خیلی دوست داشتنی و در عین کیوت هستی 

    عاقلی و درک درستی از اطرافت داری 

    و اینکه میای با من حرف میزنی رو خیلی دوست دارم :)

    16: نظر درباره این چالش : 

    حیف که از 10 ستاره نمیتونم 11 تا بدم پس یکی میدم *-* 

    اونم ازنوع درخشان و شمالی *-*

    (اسکی از حرف تهیون توباتو *-*)


    منبع چالش 

    :))))))))))))

  • ۶
  • نظرات [ ۵ ]
    • Hitoka (موانجین پشمکی *-*🍡)
    • سه شنبه ۱۵ تیر ۰۰

    ده سوال از تو

    درود*-* 

    امدم چالش های قول داده بزارم و برم 


    سوال1:از کدوم حیوون متنفری؟

    خرگوش :") 

    ازشون به طرز وحشتناکی بدم میاد. رو مخن "-_- 

     

    سوال2:سوییت ترین ایدل از نظرت؟

    سونو *-* . سوبین *-* 

     

    سوال3:همین الان چه اهنگی تو ذهنته؟

     اندینگ انیمه سبر میوه :")

    سوال4:ترجیح میدی الان چی بخوری؟

     اب *-* لبام از کویر لوت هم خشک تره

    سوال5:بدمزه ترین و خوشمزه ترین غذا از نظرت؟

    بد: هر چیزی که توش نشه فلفل دلمه رو جدا کرد و کله پاچه

    خوشمزه : طبیعتن هر چیزی که توش گوشت باشه (مرغ،ماهی میگو . گوسفند. گاو )

     

    سوال6:صمیمی ترین دوست بیانیت؟

     شیما سنپای ، ونوس هیونگ ، سانبین ، کریستال اونی 

    سوال7:چرا و چطور شد وارد دنیای مجازی بیان شدی؟

     کی پاپ ؟؟ 

    نه فرزندانم انیمه 

    وب اوتانا ساما بزرگ رو پیدا کردم (وب رو حذف کرده و الان نمی دونم کجاست )

    و این وب بیانی بود که توش می اومدم *-*

    سوال8:کیدرامای مورد علاقت تا الان؟

    کینگ تهیون در تی اکس تی :)

    ( اشاره به اون بخش شخصیت تهیون که همه رو ضایع میکنه من برای یه جورایی دراما ساختم تو ذهنم ) 

    ولی واقعا تا حالا دراما ندیدم (به جز مال صدا سیما که اونم بچه بودم *-*)

    سوال9:کتاب مورد علاقت؟

     درخت دروغ 

    سوال 10:اهنگ مورد علاقت؟*-*

     بلو اند گری مافو مافو *-* 


    منبع چالش 

    :))

  • ۳
  • نظرات [ ۳ ]
    • Hitoka (موانجین پشمکی *-*🍡)
    • سه شنبه ۱۵ تیر ۰۰

    " بزرگ که بشی به خاطر دوست داشتن الان کیپاپ خودت رو سرزنش میکنی "

    لبخند میزنم 

    من 15 ساله صدام رو میشنوی ؟؟ 

    حدود چند وقت پیش داشتم داخل یاداشت هات میگشتم 

    یکی از اونا توجه من رو جلب کرد : 

    " + بزرگ بشی به الان خودت میخندی 

    + اونا واست اب و نون نمیشین که اینقدر بهشون چسبیدی 

    روی تخت دراز کشیدم 

    _ حرف های بزرگ ها رو تکرار میکنی هیتو  

    + واکنشت رو میخوام 

    _ واقعا مهم نیست . به من چه . من به حرف مردم اهمیت نمیدم 

    + تا کی ؟؟ 

    _ تا وقتی دیگه ول کنن ؟؟ 

    + ول نمیکنن میدونی که 

    _ پس امیدوارم یه راه پیدا کنم " 

    جالبه دیروز داخل وبلاگی که بهم دادی با یه کامنت عجیب برخورد کردم 

    کامنت : ببین جدی میگم‌ یه روزی میرسه که وقتی به این روزا و این علایقت فکر میکنی جداً پشیمون میشی و با خودت میگی چقدرررر تباه بودم.

    ازم ناراحت نشو آخه دلم میسوزه واقعا فدای کسی شو که نه‌تنها ارزش داره و ارزش تو رو هم میدونه :)

     

    این حرف دور از واقعیت نیست شاید من 17 ساله یا 18 ساله یا 30 ساله کیپاپ رو دوست نداشته باشه اما : 

    تو داخل اخرین پستت به من گفتی : 

    "ولی تو مطمعنا هر از چند گاهی به عقب نگاه کردی یا ایستادی که عقب رو ببینی 
    پس همون طور که داری به جلو حرکت می‌کنی هر از چند گاهی به گذشته نگاه کن 
    از اشتباهات ما درس بگیر 
    خیلی اوقات به ایست و با نگاه به گذشته لبخند بزن 
    چون توی گذشته خیلی خیلی قوی بوده که مانع ها ، چالش ها، مسئله ها و سختی هایی که پشت سر گذاشتیم . 
    با شادی بهشون لبخند بزن. 
    خود گذشته ات خیلی قوی بوده که تا الان دوم آورده و حالا داره ادامه زندگی ایش رو میده دست تو " 

    تو این رو گفتی 

    پس احتمالا اگه یه روز به این حرفی رسیدم  

    خود 15 ساله ام یا تا هر سنی که داخل کیپاپ بوده رو بغل میگیرم 

    و میگم : هیچ اشکالی نداره اگه اون موقع دوستشون داشتی . شاید الان برای من بی اهمیت ترین چیز باشن ولی اون موقع باعث شده تو قوی تر باشی و من حاصل اون موقع توام . 

    پس محکم بغلت میکنم. 

    و حالا جواب ناشناس عزیز رو کامل تر بدم :

    انسان هر چی بزرگتر میشه عاقل تر میشه ولی من با عقل الانم دوستشون دارم پس فقط اگه به اون نقطه رسیدم گذشته ام بغل میکنم 

    و بعد از اونم دلت برای من نسوزه . دلسوزی چیز خوبی نیست . 

    یاد بگیر اول مشکلات خودت رو درست کنی بعد دیگران رو نصیحت کنی و از اون فاز پیامبری در بیای 

    و یه چیز جالب بهت بگم که چقدر تباه بوید اون موقع : 

    وقتی 1 ساله بودی چون نمیتونستی دستشویی بری پوشک می پوشیدی 

    وقتی دو ساله بودی چون نمیتونستی حرف بزنی جیغ میزدی 

    و خیلی اتفاقات دیگه که ممکنه برای همه پیش بیاد . 

    چون داخل 12 سالگی ایم با فلان ادم دوست شدم الان خودم رو سرزنش کنم 

    شاید اون ادم بهترین فرد برای من 12 ساله بوده 

    من 14 ساله از 7 سالگی ایش متنفر بود چون از 7 سالگی ایش خجالت میکشید ولی من بغلش میکنم چون من حاصل الان اونم اگه اون نبود هیچ  وقت من هم نبودم . 

    پس من 16 ساله حاصل من 15 ساله کیپاپرو انیمه فن بوده و من تصمیم گرفتم عاشق کیپاپ باشم و اگه یه روز یکی از سال های بعد زندگی ایم از اینکه من و بقیه سال های زندگی ایش کیپاپر بوده ناراحت شد فقط بغلمون میکنه چون شاید الان براش بی اهمیت باشه ولی برای ما با همیت ترین چیز بوده .... 


    نیاز دونستم که این رو به ناشناس عزیز و بقیه کیپاپر ها بگم 

    امیدوارم یک روز اگه از اینکه کیپاپر بودید پشیمون شدید فقط گذشته تون رو بغل کنید. :)

     

     

     

     

  • ۷
  • نظرات [ ۱۳ ]
    • Hitoka (موانجین پشمکی *-*🍡)
    • پنجشنبه ۱۰ تیر ۰۰

    30 روز با ایدولت :))

    های گایز :)) 

    خوبید ؟؟ 

    خب من بین یونجون و نیکی دوگانگی پیدا کرده بودم بد جور 

    ( تونستم همه رو خط بزنم به جز این دوتا ) 

    که نیکی به دلیل همسن بودن انتخاب شد 

    ایدول وی :))) 

    # روز اول : ایدولت با عینک :)) 

    ( پخش زمین شدن از خنده ) 

    شوخی بود 

    اینه : 

    کیوت *-* 

    # روز دوم : ایدولت خنده ایدولت : 

    من روی این عکس بسی کراش دارم 

    لطفا شما هم کراش بزنید :)) 

    چون لبخنداش سرطان درمان میکنه :))

    # روزم سوم : ایدولت با نوشیدنی 

    من روی این عکس خیلی کراش زدم 

    حتی استیکرشم کردم :)

    # روز چهارم : ایدولت با لباس مشکی

    می دونید ؟؟ 

    مثل ستاره هاست ؟؟ :)

    # روز پنجم : قبل دبیو 

    * فوران خون دماغ * 

    دوستش دارم عکس رو 

    حتی کی رو که نصفه افتاده :")

    # روز ششم : ایدولت با دوستاش 

    * ذوقیدن * 

    کیوتههههههههه 

    اینم هست :") خیلی اینم دوست *-* 

    # روز هفتم : ایدولت با لباس ابی 

    به روی هیتو نیارید که تمامن ابی نیست :") 

    چون تمام ابی دوست دارید : 

    تادا D:

    # روز هشتم : سلفی از ایدولت : 

    قربون لبخندت 

    قربون چشمات 

    قربون قلب انگشتی ایت و 

    قبول اون لباست 

    (پروانه ها دلم رو بردن )

    # روز نهم : ایدولت با صورت کیوت :

    (کش رفته از کریستال اونی کادو تولد وی بوده ) 

    داداشم سالمه 

    شما شکی دارید ؟؟ 

     

     

  • ۱۰
  • نظرات [ ۲۴ ]
    • Hitoka (موانجین پشمکی *-*🍡)
    • پنجشنبه ۱۰ تیر ۰۰
    I say “Run”
    Laugh like you’ve gone mad
    Goodbye to tears, time to say

    P.s:کاربر وبلاگ عاشق انیمه است
    زندگی اش با درس میچرخد :»
    خیلی شیطنت میکند اما مود بد هم دارد
    دوستان زیادی دارد :»
    از تومارو بای توگدر و انهایپن اکسیژن میگیرد
    هشدار: ایشون به شدت فن فیک و کتاب می خواننده و مینویسند :»

    اگر شما به هر دلیلی آمده ای گند بزنی به حالم روانم و وبم و علایقم ضربدر بالای صفحه یا Ctrl+wرا بگیرید:»
    پیوندهای روزانه