+کار درستی نیست که من رو زندانی کنی 

_خودت میدونی فرشته ها ضعیفن ...... تو نمیتونی از یونجون محافظت کنی

+ولی از تو چرا..... اون تو به اسیب میزنه و من برای اسیب نزدن به تو بهش اسیب میزنم

پوزخندی زد و زبونش رو روی دندون ها نیشش کشید.

_ مهم نیست 

در زندان رو بست 

_هر کس باعث اسیب زدن به اون بشه میکشم حتی اگه خودم باشم 

صدای زمزمه درون زندان به گوشش خورد 

+تو خودت رو درون اون میبینی